عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )

142

كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )

ما مؤنس عشقيم و شما برگذريد * وز قصه و حال عاشقان بيخبريد از زشتى يار من شما غم چه خوريد ؟ * در چشم من آئيد و به دو در نگريد . النوبة الاولى قوله تعالى - وَ إِذْ قُلْنا لِلْمَلائِكَةِ - و گفتيم فريشتگان را اسْجُدُوا لِآدَمَ سجود كنيد آدم را ، فَسَجَدُوا سجود كردند فريشتگان إِلَّا إِبْلِيسَ مگر ابليس « ابى » سر وازد وَ اسْتَكْبَرَ و برترى جست وَ كانَ مِنَ الْكافِرِينَ - و در علم خدا خود از كافران بود . وَ قُلْنا يا آدَمُ - و گفتيم اى آدم اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ - با جفت خويش در بهشت بنشين ، وَ كُلا مِنْها - و ميخوريد از آن رَغَداً - فراخ و بناز و خوش و آسان ، حَيْثُ شِئْتُما - هر جا كه خواهيد ، وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ - و نزديك اين يك درخت مگرديد ، فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِينَ - كه اگر از آن بخوريد از ستمكاران باشيد بر خويش . فَأَزَلَّهُمَا الشَّيْطانُ عَنْها - پس بيوكند ديو ايشان را هر دو از بهشت و بگردانيد از طاعت ، فَأَخْرَجَهُما پس ايشان را بيرون آورد مِمَّا كانا فِيهِ از آنچه در آن بودند از شادى و ناز ، وَ قُلْنَا اهْبِطُوا - و گفتيم فرو رويد بَعْضُكُمْ لِبَعْضٍ عَدُوٌّ - يكديگر را دشمن و بر يكديگر گماشته وَ لَكُمْ فِي الْأَرْضِ - و شما راست در زمين . مُسْتَقَرٌّ - آرام گاهى ، وَ مَتاعٌ - بر خوردارى جاى ، إِلى حِينٍ - هر كس را تا مرك و خلق را تا رستاخيز . فَتَلَقَّى آدَمُ - فرا گرفت آدم « من ربه » - از خداوند خويش كَلِماتٍ سخنانى ، فَتابَ عَلَيْهِ - توبه داد او را و باز پذيرفت و با خود آورد ، إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ - كه اوست خداوند توبت پذير عذر نيوش مهربان .